تبليغاتX
وبلاگ رهاب




نوشته های یک عاشق و دلسوز موسیقی ایران زمین

این ۹ پیشگویی است که در سنگ نوشته هایی در پرو کشف شده و در کتاب پیشگویی آسمانی اثر جیمز ردفیلد به صورت داستان بیان شده است . همچنین این ۹ بصیرت در فیلم پیشگویی آسمانی که داستان آن برگرفته شده از همین کتاب است ، به نمایش گذاشته شده است .

بصیرت اول : ما انسانها بار دیگر در می یابیم که در جهانی عمیقاً رمز آلود زندگی می کنیم - جهانی مملو از تطابق های ناگهانی و رویدادهای همزمان از پیش مقدر .

بصیرت دوم : هنگامی که در میان ما افراد بیشتری از وجود این راز آگاه شدند ،  یک جهان بینی کاملاً تازه بوجود می آوریم – تعریف جدیدی از هستی بر پایه انرژی روحانی .

بصیرت سوم : ما درمی یابیم که همه چیز در اطرافمان و خمیره اصلی همه موجودات ، نوع خالصی از انرژی نامرئی الهی است ، که ما تدریجاً شروع به مشاهده و درک آن خواهیم نمود .

بصیرت چهارم : از این درونما می توان مشاهده کرد که بشر همواره احساس ناامنی و قطع ارتباط با این منبع انرژی روحانی را داشته و سعی کرده این انرژی را از طریق احاطه بر دیگران و گرفتن انرژی آنها تأمین کند – این کشمکش دلیل تمامی درگیری های بشر است .

بصیرت پنجم : تنها راه حل ، پایه ریزی رابطه شخصی مداوم با این انرژی روحانی درون است که منجر به یک دگرگونی عرفانی شده و احساس بی پایانی از عشق و انرژی را برای ما به ارمغان می آورد و با افزایش درک زیبایی ما را به سوی آن آگاهی برتر سوق می دهد  .

بصیرت ششم : با این آگاهی ، ما قادر خواهیم بود بر الگوی رفتاری دیرنه خود که همان روش تسلط و تصاحب انرژی دیگران است فائق آئیم و حقیقت وجودی خود و مأموریت زندگیمان را کشف کنیم – ما اینجاییم تا بشریت را در مسیر تکاملی خود به سمت مرحله تازه ای از حقیقت هستی یاری رسانیم .

بصیرت هفتم : با پیگیری این ماموریت ما به کشف دریافت ها و الهامات درونی هدایتگر خود نائل می شویم و اگر تنها تغییرات مثبت را در نظر بگیریم ، جریانی از رویدادهای همزمان درهای موفقیت در این ماموریت را خواهد گشود .

بصیرت هشتم : آن هنگام که تعداد کافی از ما در این جریان تکاملی قرار گرفتیم و همواره در حال دادن انرژی به اطرافیانمان برای ظهور خود برتر آنها هستیم – فرهنگ جدیدی بنا می کنیم که در آن جهان هستی به سوی درجات بالاتری از پویایی و احساس سیر خواهد کرد .

بصیرت نهم : از این طریق ، ما در سفر طولانی هستی که از انفجار بزرگ آغاز شده و تا مقصد نهایی حیات ادامه دارد شرکت خواهیم کرد تا نسل به نسل با پویاتر کردن جهان ، به بهشتی که عاقبت خواهیم دید پا گذاریم .

 

تقديم به سني احمد خواجو (الگوي رفتار و اخلاق در زندگي بنده حقير)

 


+ نوشته شده در ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط سینا (رهگذر) |


از دوستي که نمي شناسمش نقل کرده اند؛ «موسيقي در اين سرزمين حکايت ماه آسمان است. گاهي چون

شب 14 قرص تمام و درخشان و مطمئن چشم ها را خيره مي کند و گاهي ديگر چون شب اول باريک و

نحيف و نزار است چنانکه حتي مي هراسي نکند آب برود و ناپديد شود.» ديگر همه مي دانيم که فارغ از

اينکه دولت ها چه بينديشند، مهم اين است که آراي بزرگان ديني درباره موسيقي از تکذيب و حرام کامل تا به

ترديد و (معدودي نيز) تاييد استوار است. حيف که هيچ يک از گرايش هاي فکري دولت هاي پيشين هم يا

نخواست يا نتوانست مفري به عنوان «فصل الخطاب» براين سه راهي چه کنم چه کنم تعيين کند و همچنان

 موسيقي غير از آن سه ماهي که کاملاً به اغما مي رود در 9 ماه ديگر سال، آبستن نوزادهايي باريک و

نحيف است تا قرص تمام. جاي شما خالي اگر 30 و 31 تير در فرهنگسراي نياوران نبوديد. قريب به 126

هنرجوي موسيقي هنرستان هاي زيرنظر دفتر مطالعات و برنامه ريزي آموزش هاي فرهنگي و هنري

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گردهم آمده بودند تا با برپايي دومين جشنواره موسيقي هنرجويان، جامعه ا

ي را به تصوير کشند که با آگاهي از حال و روز موسيقي، دل به آموختن پايه اي آن سپرده اند و به جاي

مشاغل پردرآمد، موزيسين شدن را برگزيده اند. 70 دختر و 56 پسر از اول راهنمايي تا سوم دبيرستان،

صبح تا عصر روزهاي يادشده در دو سالن گوشه و اصلي در محضر اساتيد برجسته به اجراي آموخته

هايشان پرداختند. اکثر اين 126 نفر تک نوازي ساز داشتند. سازهاي هنرجويان موسيقي از ايراني اصيل

سنتور، ني، کمانچه، قانون و عود بود تا سازهاي کلاسيک و کاملاً غربي پيانو، کلارينت، ابوا، ويولن،

هورن و کمتر اين 120 نفر در چهار گروه موسيقي و يک گروه کر داشته هايشان را رو کردند. راستي،

جشنواره در چهار گرايش رقابتي؛ «تک نوازي سازهاي ايراني، تک نوازي سازهاي جهاني، آهنگسازي و

گروه نوازي» و يک گرايش غير رقابتي کر برگزار شد. اما نکته مهم اين بود که حضور چهره هاي شاخصي

نظير هوشنگ ظريف، محمد سرير، مليحه سعيدي، سياوش ظهيرالديني، ارفع اطرايي و... در جمع داوران

گرايش هاي يادشده، بيانگر اهميت بسيار بالايي است که برگزارکنندگان براي مقوله موسيقي هنرجويي قائلند.

1- حدود 50 هنرستان هنرهاي زيبا در سراسر کشور زيرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مشغول فعاليتند که شايد برايتان جالب باشد اگر بدانيد از اين ميان تنها هفت هنرستان مجوز آموزش موسيقي دارند،

126 هنرجويي که در دومين جشنواره موسيقي هنرنمايي کردند برگزيدگان همين هفت هنرستان هستند؛ دو هنرستان پسران و دختران در تهران، به همين ترتيب در اصفهان، يک هنرستان پسران در شيراز، ديگري هم براي آقاپسرهاي اروميه اي و آخري هم براي پسرهاي قند عسل تبريزي همين،

به عبارت صريح تر تنها و تنها هفت هنرستان موسيقي در پنج استان کشور داريم که تازه پنج تا از آنها اختصاصي براي آقاپسرهاست و دو تا هم براي دخترخانم ها. اين نکته که نوجوانان و جوانان مشتاق 25 استان ديگر کشور چه مي شوند يک طرف، به نکته ديگر توجهتان را جلب مي کنم که به رغم دوبرابر بودن شمار هنرستان هاي پسران نسبت به دختران، به دومين جشنواره موسيقي هنرجويي 70 دختر و 56 پسر راه پيدا کردند. اين درحالي است که تنها دختران تهراني و اصفهاني مجال ابراز وجود يافته اند. مساله ديگر اين است که هنرجويان موسيقي هنرستان هاي تهران پس از پايان دوره ابتدايي مي توانند از مقطع راهنمايي وارد اين هنرستان ها شوند اما در شهرستان ها هنرستان هاي موسيقي از مقطع دبيرستان هنرجو مي پذيرند که احتمالاً بايد در مرحله کنکور و ورود به دانشکده موسيقي رقابتي نابرابر ميان شان پديد آيد.

2- احتمالاً شما هم مثل نگارنده با خود انديشيده ايد هفت هنرستان چگونه مي تواند پاسخگوي هجوم ميليوني نوجوانان علاقه مند به موسيقي باشد. اگر چنين در ذهن پرورانده ايد مثل نگارنده دچار وهم شده ايد، «مليحه سعيدي» سرپرست گروه «نيريز» و نوازنده برجسته «قانون» که از داوران جشنواره موسيقي هنرجويي هم بود، مي گفت؛ «زمان ما براي هنرستان دخترانه موسيقي هر سال 600 متقاضي وجود داشت که از ميان آنها تنها دو کلاس 35تايي انتخاب مي شد اما امروزه در همين هنرستان تنها 46 نفر متقاضي ثبت نام اند و ما 21 نفر را برمي گزينيم.» او افزود؛ «از ميان 600 نفر ممکن بود شما با يکي دو نخبه و استعداد تازه هم برخورد کني اما از ميان 46 نفر بعيد است شما يکي دو استعداد متوسط هم پيدا کني.» از نظر شما وقتي در تهران 12 ميليوني تنها 46 دختر پس از دوران ابتدايي سوداي ورود به هنرستان موسيقي دارند در باقي استان ها اوضاع چگونه است؟ گفتم که براي پيداکردن مقصر زود است با اين آمار انگار نگرش پدر و مادرها نسبت به گذشته تغيير پيدا کرده است و سخت اجازه مي دهند نوجوانان به جاي روال عادي آموزش و پرورش به هنرستان هاي موسيقي بروند.

3- هوشنگ ظريف نوازنده چيره دست تار و يکي از داوران دومين جشنواره موسيقي هنرجويي معتقد است نوجوانان و جواناني که به اين هنرستان ها مي آيند براساس روحيه خاص اين سنين، تب روز جامعه آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. آنها ماهواره مي بينند و در مراجعه به هنرستان ها ساز ويولن و پيانو را به عنوان ساز تخصصي و درسي برمي گزينند و از آنجا که نشان دادن ساز ايراني در رسانه ملي ممنوع است (،) هيچ گرايشي به انتخاب ساز ايراني ندارند.


+ نوشته شده در ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط سینا (رهگذر) |


موسیقی در دین اسلام....

در رابطه با اين بحث مناسب است به چند چيز پرداخته شود:
1. معناي موسيقي 2. انواع موسيقي 3. حكم فقهي موسيقي 4. ضررهاي اجمالي موسيقي.
1. معناي موسيقي:
موسيقي هنري است كه از تنظيم و تركيب اصوات بوجود مي‌آيد و زيبايي آن بر حسب اثري كه در ذهن شنونده دارد سنجيده مي‌شود.
[1]
2. انواع موسيقي:
موسيقي در يك تقسيم‌بندي به موسيقي طبيعي و موسيقي هنري تقسيم مي‌شود و موسيقي هنري به موسيقي حلال و حرام تقسيم مي‌گردد.
موسيقي طبيعي عبارتست از نغمه‌هاي جويبارها، صداي آبشارها، صداي وزش بادهاي ملايم در درختان انواع پرندگان آواز قمري و كبك و هزاردستان. كه چون نواهاي طبيعي است و غالباً يك رنگ و يك نواخت و بر يك آهنگ و ميزان ملايم است، مسرت بخش است و حلال مي‌باشد.
موسيقي هنري عبارتست از آهنگ‌هايي كه بشر آنها را ساخته است و، وسايل مصنوعي آن، در دنياي كنوني عبارت است از تار، ويولون، سنتور، اكوردئون، گيتار، پيانو و غيره آهنگ‌هاي مصنوعي داراي زير و بم و ارتعاشات و تحريكات گوناگوني است كه گاه مي‌خنداند و زماني مي‌گرياند؛ گاهي به در افراط نيروي نشاط را در آدمي تحريك مي‌كند.
[2]
3. اگر موسيقي هنري تحريك كننده شهوت و هيجان جنسي باشد و يا همراه آلات لهو و غنا باشد يا مناسب مجالس لهو باشد حرام است و جايز نيست مثل ساز زدن، دايره زدن و غيره اما اگر تحريك كننده نباشد و مناسب مجالس لهو نباشد جايز است و اشكال ندارد.
[3]
4. ضررهاي موسيقي در روايات:
دربرخي روايات فقط از موسيقي‌هاي خاصي منع شده و حرام شمرده شده است و درباره بعضي از موسيقي‌ها منعي وجود ندارد و عدم منع به معناي فايده داشتن و مفيد بودن
و باعث كمال بودن نیست
!

موسيقي از نگاه فارابي...

:

 
موسیقی سه نوع است اول نشاط‌انگیز، دوم احسا‌س‌انگیز، سوم خیال‌انگیز. موسیقی طبیعی می‌باید یکی از این سه تأثیر را ایجاد کند. چه برای تمام مردم و همیشه اوقات و چه برای اکثر مردم و اغلب اوقات.
موسیقیهایی که تأثیرشان بیشتر عمومیت داشته باشد طبیعی‌تر هستند و موسیقی کامل‌تر و برتر و سودمندتر آن است که دارای ویژگیهای اقسام سه‌گانه فوق باشد و موسیقی عالی‌تر آن است که با گفتار توأم باشد.
نهاد اجرای موسیقی نیز بر دو نوع است یکی نهاد اجرای آهنگهای کامل که با صدای انسان شنیده می‌شود و دیگری نهاد اجرای آهنگهایی که به وسیله آلات موسیقی نواخته می‌شود. برای مثال هنر نواختن عود و هنر نواختن اقسام تنبور و آلات موسیقی دیگر آهنگهایی که از آلات موسیقی شنیده می‌شود یا برای پاسخگویی به آواز ساخته می‌شوند که تا حد امکان از آن تقلید کنند و یا برای همراهی کردن و تقویت آن و یا به عنوان پیش‌درآمد و قطعه‌هایی میان درآمد، برای استراحت آوازخوان و یا تکمیل آواز آنچه که از عهدة خواننده خارج است.
موسیقی‌ِ ‌سازی که آواز همراه ندارد برخی از عوامل تکامل را ندارد و شنیدن آن انتظار شنونده را برآورده نمی‌کند. فارابی همچنین معتقد است که موسیقی هنری روح‌افزاست و در این باره می‌گوید:
موسیقی تحمل رنج را آسان می‌سازد تا آنجا که مفهوم گذشت زمان را از میان می‌برد. انسانها برخی برای طلب احساسهای مطبوع، آرامش، فراموشی، خستگی و گذشت زمان آواز خوانده‌اند و برخی برای تقویت یا تضعیف یک حالت روحی یا یک میل و یا برای تغییر، تشدید فراموشی و تسکین آن و بعضی دیگر برای حالت دادن به حکایات منظوم خود و ایجاد و تحریک تصو‌ّر و تخی‍ّل شنونده.
این آوازها کم‌کم از فردی به فرد دیگر و از زمانی به زمان دیگر و از قومی به قوم دیگر منتقل شده، پیشرفت کرده و رو به تکامل رفته است. حکیم ابونصر فارابی دربارة، موارد استفادة انواع موسیقی توسط انسان معتقد است:
بشر هر یک از انواع موسیقی را در مورد خاصی از اوضاع زندگانی به کار می‌برد. بعضی را در شادی و برخی را در غم و بعضی دیگر را در نماز و برخی دیگر را در گفت‌وگوی حکایات معمول! فارابی در ادامه گفتار خود دربارة همراهی موسیقی و کلام (آواز) و پیدایش و تکامل آلات موسیقی می‌گوید: وقتی موسیقیدانان مشاهده کردند همراهی سازی آن را باصداتر، غنی‌تر و مطبوع‌‌تر می‌کند و یادگیری آن را به سبب شعر و ریتم آسان‌تر می‌سازد بر آن شدند در اجسام مختلف نتهای شبیه نتهای آواز پدیدار سازند. بدین منظور جست‌وجو نمودند در چه نقطه‌ای از آن اجسام هر یک از نتهای آهنگهای شناخته‌شده و حفظ‌گشته پدیدار می‌شوند. همین که جای نتها تعیین شد آنها را پرده‌بندی کرده و با آنها آهنگ اجرا نمودند.

در پايان اين شعر رو به تمامي عاشقان موسيقي تقديم ميكنم:

رقص آنجا کن که خود رابشکنی
پنبه را از ریش شهوت برکنی
رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون رهند از نقض خود رقصی کنند
مطربانشان از درون دف می زنند
بحرها در شورشان کف می زنند

 


+ نوشته شده در ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط سینا (رهگذر) |


 

 sina narimani

واژه‌ي استاد و يا بهتر است بگويم كاربرد عنوان استاد مدت‌هايي است كه ذهن مرا به خودش مشغول داشته و پرسش‌هاي زيادي را بوجود آورده است. اين‌كه عنوان استاد چه جايگاه و مفهومي دارد در عرف زباني ما، به چه شخص يا به كه بايد اطلاق شود اين عنوان، كدام شخص و يا كدام فرد شايسته استاد ناميده شدن است و سرانجام اين كه عنوان استاد

 واقعن زيبنده‌ي كدام فرد است؟؟؟

در زبان فارسي دري به ويژه زبان گفتاري عنواني كه شايد بيشتر از هر عنوان دگر و در همه جا به‌كار گرفته مي‌شود، ‌عنوان استاد است. ما به مدرسان دانشگاه و‌ رانندگان تاكسي و ملي بس، به معلمان و آموزگاران مكاتب و فروشندگان، به خياط و به قصاب استاد مي‌گوييم؛ به معلمان مراكز آموزشي و حتا به سبزي فروش سر كوچه مان.

واقعاً عنوان استاد را چقدر حقير انگاشته‌ايم ما، و هيچ از خود نپرسيده‌ايم كه اين عنوان اصلاً حامل چه مفهومي است و دربرگيرنده‌اي چه پيامي.

پرسش‌ جدي تري كه در اين ميان راه مي‌يابد اين است كه استاد واقعي كه است و از ميان جماعتي كه عنوان استاد را در كشور ما با خود دارند چه كسي به راستي بايد استاد باشد؟ مدرس دانشگاه يا راننده ملي بس، معلم مكتب يا بولاني فروش كوشه‌اي خيابان؟‌
پرداختن به چند و چون و جزئيات اين پرسش‌ و پرسش‌هاي بالا را به فرصت دگري وا مي‌گذاريم و در اين جا فقط پاسخ گونه‌اي به اين پرسش مي‌دهيم كه در زبان و عرف رسمي ما استاد كه است و به چه شخصي اطلاق مي‌شود اين عنوان؟

در زبان رسمي معمولاً عنوان استاد را بر افراد و اشخاصي اطلاق مي‌كنند كه آن افراد و اشخاص در رشته و حرفه و كار و هنر شان به چنان درجه‌ا‌ي از تبحر و دانش و تجربه رسيده باشند كه از همتايانش فرا تر رفته و به‌طرز بارزي از آنها متمايز شده باشند.

در دانشگاه نيز عنوان استاد از دو نظرگاه مصداق و مفهوم عيني و كاربردي پيدا مي‌كند، در نگاه اول به مفهوم عام، عنوان استاد به كساني اطلاق مي‌گردد كه به كار و حرفه‌ي تدريس در دانشگاه‌ها و مدارس مشغول اند. و در ديد دوم به مفهوم خاص‌تري اما مدرساني را استاد مي‌گويند كه علاوه بر پرداختن شغل تدريس در دانشگاه‌ها به‌عنوان يك حرفه؛ توانايي، تخصص و در نهايت شخصيت قابل تكريم و احترام و شايسته‌ي استاد ناميده شدن و زيبنده‌ي اين عنوان را داشته باشند. معياري كه در دانشگاه‌هاي افغانستان متاسفانه ناچيز است و بجاي آن عنوان مورد نظر امروزه با نام رمال و ملا و قصاب پيوند خورده است.

اكثر استادان دانشگاه متاسفانه نه دانش به روز دارند در آن حدي كه بايد و نه صاحب تفكر و انديشه‌ي به روز اند. اين استاد نما‌ها بنا به اقتضاي زمان و يا هم از سر ناگزيري و يا نا بهنجاري روزگار شغل تدريس در دانشگاه را انتخاب كرده اند و بدون مطالعه و تحقيق و تلاش در دانشگاه‌ها فقط پلكيده اند. آناني كه بيست سال است با نوت‌ها و جزوه‌هاي فرسوده‌‌ي كاغذ زرد در حريم مقدس دانشگاه فقط دكته كرده اند و جفن گفته اند به راستي كه شايسته استاد ناميده شدن نيستند و آناني‌كه با خواندن طوطي‌وار همين جزوه‌ها كدر فارغ شده اند و عنوان استاد را امروز با خودشان يدگ مي‌كشند، واقعاً استاد نيستند....

اطلاق عنوان استاد امروزه بر هر نا استادي‌ به‌نظر نگارنده اين عنوان را مسخ كرده است و آن را به چنان مرتبه‌اي از تنزل و خواري جاي داده است كه هر كفاش و رمال امروزه استاد استالبته واقعا جای تاسف داره......

 


+ نوشته شده در ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط سینا (رهگذر) |






باخ

  • Gamba Sonata in G major, arranged for two flutes
  • “fugue” for 2 Guitar
  • “Wann Kommst Du Mein Heil” from Cantata 140
  • “Wir Eilen Mit Schwachen” from Cantata 78
  • 3 Lute Pieces (Prelude, Fuge, Allegro)
  • Air on G (Piano)
  • Air on G (Duet)
  • allemande-courante for guitar
  • Ave Maria for Vocal & Piano
  • Concerto for two Violin
  • Concerto Violin and Oboe d moll BWV 1060

  • Minute in G from “A Little Notebook for Anna Magdalena Bach”

  • Prelude Allemande and Burree Gavotte I and II (for Guitar)
  •  
  • Prelude in A minor - for Guitar
  • six Suites for cello BWV1007-1012
  • Sonatas and Partitas bwv1001
  • Sonatas and Partitas bwv1002
  • Sonatas and Partitas bwv1003
  • Sonatas and Partitas bwv1004
  • Sonatas and Partitas bwv1005
  • Sonatas and Partitas bwv1006
  • Toccata & Fuge in Dm for Organ
  • Violin Concerto in A minor No1
  • Violin Concerto No2

    پاگانینی

  • 2 menuet
  • 24 Caprices for Violin
  • Andantino Variato
  •  
  • Cadenza from Emile Sauret for Violin
  •  
  • Cantabile for Violin
  •  
  • La Campanella (rondo for Concerto II) Si Minor
  •  
  • moto perpetuo for Violin and Piano
  •  
  • Sonata for Violin and Guitar No.2 & 3
  •  
  • Sonata for Violin and Guitar No.6
  •  
  • Sonata no.1 for Violin and Guitar

     بتهوون

  • Concerto for Violin,Cello and Piano in C Major, Op 56 “Triple Conerto” part1
  •  
  • Concerto for Violin,Cello and Piano in C Major, Op 56 “Triple Conerto” part2
  •  
  • Concerto for Violin,Cello and Piano in C Major, Op 56 “Triple Conerto” part3
  •  
  • Fur Elise - Ludwig Van Beethoven
  •  
  • Piano Concerto No.3 in C Minor Op.37 part1
  •  
  • Piano Concerto No.3 in C Minor Op.37 Cadenza
  •  
  • Piano Concerto No.3 in C Minor Op.37 part2
  •  
  • Piano Concerto No.3 in C Minor Op.37 part3
  •  
  • Piano Concerto No.4 in G Major Op.58 Cadenza
  •  
  • Piano Concerto No.4 in G Major Op.58 part1
  •  
  • Piano Concerto No.4 in G Major Op.58 part2
  •  
  • Piano Concerto No.4 in G Major Op.58 part3
  •  
  • Piano Concerto No.5 in Eb Major Op.73 (Emperor) part1
  •  
  • Piano Concerto No.5 in Eb Major Op.73 (Emperor) part2
  •  
  • Piano Concerto No.5 in Eb Major Op.73 (Emperor) part3
  •  
  • Piano Sonata No. 14 (Moonlight)
  •  
  • Piano Sonata No.8 “Pathetique” , No.14
  •  
  • Sonata for violin and piano no.8,op30,no3 part1
  •  
  • Sonata for violin and piano no.8,op30,no3 part2
  •  
  • Sonata for violin and piano no.8,op30,no3 part3
  •  
  • Sonata for violin and piano no.9,op47 in A minor (the “Kreutzar”) part1
  •  
  • Sonata for violin and piano no.9,op47 in A minor (the “Kreutzar”) part2
  •  
  • Sonata for violin and piano no.9,op47 in A minor (the “Kreutzar”) part3
  •  
  • Trio fo Clarinet Op.87
  •  
  • Violin Concerto Op.61

     منبع نتهای خودم و نتهای گفتگوی هارمونی


  • + نوشته شده در ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط سینا (رهگذر) |




    سلام و خداحافظ!!!!!!

    دوستان با عرض معذرت مدتی باید سرم به درسو مخشم باشه از هین رو شرمندتونم نمیتونم بیام!امیدوارم ایام خوشی رو در نبود من بگذرونید

    اگر حرفی سخنی چیزی گفتم که خدایی ناکرده به کسی بر خورده عذر میخام

    گاهی اوقات چقدر زود دیر میشود تا سر بالا میکنی وقت رفتن است

    در سایه سار امن ایمان پایدار باشید و جاودان

    بیخود خوشحال نشید بازم میام


    + نوشته شده در ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط سینا (رهگذر) |


      چاکرا دریچه ای است که از طریق آن نیروی حیاتی یا پرانا وارد کالبد انرژیکی ما می شود

     

    طبق مطالعات بسیاری که از دیر باز تا کنون انجام شده است ، مدارک مستندی وجود دارد که در بدن ما هفت مرکز و گرداب انرژی به نام چاکرا ( chakra ) وجود دارد  که به ترتیب عبارتند از : ۱ – چاکرای ریشه(قاعده ای) ۲ – چاکرای خاجی (سکس) ۳ – چاکرای خورشیدی ۴ – چاکرای قلب ۵ – چاکرای گلو ۶ – چاکرای آجنا (چشم سوم) ۷ – چاکرای تاج (فرق سر) .

    اولین چاکرا در انتهای ستون فقرات قرار گرفته که مرکز ریشه نامیده می شود . ارتعاشات این مرکز با نت Do و رنگ قرمز هم ارتعاش است . نا راحتی هایی مانند اختلالات گوارشی و دردهای ساق پا و استخوان بندی از نظر فیزیکی و نیز بحران های شخصیتی و اعتماد به نفس مربوط به این مرکز می باشد .

    چاکرای دوم در ناحیه ناف قرار دارد که رنگ مربوط به آن نارنجی و نت موسیقی آن نت Re می باشد . مسایل مربوط به دستگاه گوارشی ، خلاقیت و تا حدودی افسردگی را می توان به این قسمت مربوط دانست .

    چاکرای سوم در ناحیه دیافراگم یعنی پایین قفسه سینه قرار دارد که رنگ مربوط به آن زرد و نت آن نت Mi است .مسایل مربوط به غدد فوق کلیوی ، معده و لوز المعده و عدم تعادل آنها و از نظر روحی حالات بی خوابی ، عصبانیت و عدم آرامش ، با این مرکز در ارتباط است . چاکرای چهارم یکی از زیباترین مراکز انرژی است و مرکز قلب نام دارد . این مرکز در میان قفسه سینه قرار دارد و رنگ مربوط به آن سبز است و ارتعاشات این مرکز با نت Fa همخوانی دارد . آیا تا کنون دقت کرده اید که زمانی که در جنگل سرسبزی قدم می زنید چقدر آرامش دارید ؟ جالب است در مورد عدد هفت هم کمی فکر کنیم . این عدد بسیار جالب و پر رمز و راز است . هفت آسمان داریم و نیز هفت طبقه بهشت ، هفت رنگ داریم و هفت نت موسیقی و بالاخره هفت چاکرا و مرکز انرژی و بسیاری مثالهای دیگر .

    چاکرای شماره پنج در ناحیه گلو واقع شده است و رنگ مربوط به آن آبی فیروزه ای است نت Sol مربوط به این مرکز است و ارتعاشات این نت می تواند این مرکز را تحت تأثیر قرار دهد .  رنگی بسیار زیبا و آرامش بخش ، عمیق و گیرا مانند : آسمان و دریا . بعضی مشکلات فیزیکی مانند : ناراحتی های تیروئید ، درد گوش ، درد گلو و مشکلات گفتاری و لکنت زبان می تواند به این قسمت مربوط باشد و در صورت تقویت آن شخص می تواند اعتماد به نفس ، اطمینان ، خلاقیت و ارتباطات خود را تقویت کند . ترس از ارتباط برقرار کردن ، این چاکرا را کوچک کرده و می بندد .

    چاکرای ششم چاکرای آجنا یا چشم سوم نام دارد و مرکز بسیار مهمی است . در هنگام عبادت و سجده این مرکز تحت تأثیر قرار می گیرد . رنگ مربوط به این مرکز نیلی است نت مربوط به این مرکز نت La است .  که از لحاظ روانشناسی رنگها استفاده از آن بهترین بخش وجودی را آشکار می کند و ما را به مسائل معنوی سوق می دهد . بعضی مسائل فیزیکی که می توان به این قسمت ربط داد عبارتند از : ناراحتی ها و نگرانی های عصبی ، مشکلات بینایی و سینوزیت . در اثر تقویت این مرکز انرژی شخص می تواند قدرت هایی مانند : روشن بینی و بصیرت ، حافظه قوی و تمرکز حواس را در خود تقویت کند . از نظر طب سوزنی این مرکز بسیار مهم است و در این رشته از علم بسیار مورد توجه قرار می گیرد . جالب است بدانید بوق آزاد تلفن بر اساس نت لا تنظیم شده است ، زیرا که ارتعاشات آن آزار دهنده نیست .

    چاکرای شماره هفت به نام تاج یا فرق سر می باشد . بخشی که در نوزادان تازه به دنیا آمده هنوز نرم است و به همین دلیل است که آنها احساسات ماوراء طبیعی پر قدرتی دارند . رنگ مربوط به این مرکز بنفش است . نت مربوط به این مرکز Si است . بعضی مسائل فیزیکی مانند صرع ، مشکلات غده هیپوفیز و نیز سردردهای میگرنی مربوط به این چاکرا می باشد . پاکسازی و تقویت آن باعث اشراق و شهود ایمان و ارتباط با حوزه های برتر می شود . برای اکثریت ما لحظه اذان یک حالت بسیار معنوی و لذت بخشی دارد . این اذان در آواز بیات ترک که از مشتقات دستگاه شور می باشد خوانده شده است که نت شاهد آن سی است . جالب است که صدای ناقوس کلیسا و موسیقی که در کلیسا استفاده می شود نیز در گام های مربوط به چاکراهای بالا یعنی سل ، لا و سی نواخته می شود .

    با تشکر از وبلاگ آهنگ و آهنگ سازی(کارنگ)


    + نوشته شده در ساعت 3:46 بعد از ظهر توسط سینا (رهگذر) |


    مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید ((جرج برنارد شاو))

    فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.((تولستوی))

    اگر می‌خواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشته‌باشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید .«هرشل»

    دوست هر کس خرد و دانش او و دشمنش جهل و نادانی اوست. امام رضا(ع)

    در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که در تمام خواستن های شدید
    لذت دانستن و کنجکاوی انقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده است.(الکساندر دوما)

    در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین)

    خود را بباز تا خود را بیابی ... فیلسوف معاصر هندی

    امام على(علیه السلام): «مؤمن شادمانى اش در صورت و اندوهش در دل است. سینه اى گشاده و نفسى فروتن دارد.

    بالانشینى را کراهت دارد... سکوتش طولانى و اوقاتش مشغول است، شاکر و شکیبا است

    در زندگی انسان چیزی به زیبایی دوست داشتن نمی رسد. (ژرژساند)

    دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...حضرت عیسی مسیح

    هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام..."چارلز مورگان"

    از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند آنتوان چیکف

    نظر فراموش نشود (سینا نریمانی) !!!!!


    + نوشته شده در ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط سینا (رهگذر) |





    Copyright © 2006 - 2007 - sina4ney.blogfa.com